علی نعیمی

سینما همیشه با فیلم‌های بلند و نام‌های بزرگش شناخته نمی‌شود. گاهی آینده یک سینما را باید در فیلمی جست‌وجو کرد که هنوز به بیست دقیقه نرسیده، قهرمان مشهوری ندارد، از ستاره‌های گیشه بی‌بهره است و شاید جز در یک سالن جشنواره‌ای، فرصت چندانی برای دیده شدن پیدا نکند. فیلم کوتاه، با همه محدودیت‌های زمانی و مالی‌اش، می‌تواند جایی باشد که یک نگاه تازه متولد می‌شود؛ جایی که فیلم‌ساز پیش از آنکه درگیر قواعد بازار، انتظارات تهیه‌کننده و محاسبات اکران شود، امکان پیدا می‌کند جهان را به شیوه خودش ببیند و روایت کند.
چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، که از ۲۵تا ۳۰مهر ۱۴۰۵در پردیس سینمایی ملت برگزار  ‌شد، فرصتی است برای بازاندیشی در جایگاه این گونه سینمایی. جشنواره امسال با دبیری بهروز شعیبی و رویکرد «اندیشه ایرانی، روایت جهانی» برگزار می‌شود؛ رویکردی که بر روایت‌های خلاقانه و متنوع، با تکیه بر هویت ملی، فرهنگی و زیستی ایران و فاصله گرفتن از کلیشه‌های رایج تأکید دارد.
اما اهمیت چنین رویدادی را نباید فقط با تعداد فیلم‌ها، جوایز، مهمانان یا میزان استقبال تماشاگران سنجید. پرسش مهم‌تر این است که فیلم کوتاه چه نسبتی با آینده سینمای ایران دارد و آیا سینمای بلند ما به اندازه کافی از تجربه‌ها و ایده‌هایی که در این عرصه شکل می‌گیرند، بهره می‌برد؟
فیلم کوتاه پیش از هر چیز، میدان آزمودن روایت است. فیلمساز در این قالب نمی‌تواند همیشه به مقدمه‌چینی‌های طولانی، شخصیت‌پردازی مفصل یا خرده‌روایت‌های متعدد تکیه کند. او باید بداند از کجا وارد قصه شود، چه اطلاعاتی را پنهان نگه دارد، کدام لحظه را برجسته کند و چگونه در زمانی محدود، تجربه‌ای کامل و اثرگذار بسازد. این محدودیت اگر به درستی فهمیده شود، نه مانع خلاقیت، بلکه زمینه‌ای برای کشف امکانات تازه روایت است.
در فیلم کوتاه، گاهی یک نگاه، یک مکث، صدایی از بیرون قاب یا تغییری کوچک در رفتار شخصیت، جای چند صفحه توضیح را می‌گیرد. حذف، ایجاز و پایان‌بندی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند؛ چون فیلم‌ساز فرصت چندانی برای جبران انتخاب‌های نادرست ندارد. هر نما باید نسبتی با کلیت اثر داشته باشد و هر جزئیات، چه در خدمت پیشبرد داستان باشد و چه در ساختن فضای ذهنی آن، باید ضرورت خود را پیدا کند .
با این همه، فیلم کوتاه را نباید صرفاً به قصه‌گویی فشرده تقلیل داد. بخشی از ظرفیت این سینما در تجربه‌گرایی، بازی با زمان، تصویر و صدا و حتی فاصله گرفتن از روایت خطی قرار دارد. برخی فیلم‌ها بیش از آنکه بخواهند داستانی را تعریف کنند، می‌کوشند شیوه تازه‌ای برای دیدن جهان پیشنهاد دهند. در این آثار، معنا ممکن است از کنار هم قرار گرفتن تصویرها، تکرار یک حرکت، سکوت یا رابطه‌ای غیرمنتظره میان صدا و تصویر پدید بیاید. حضور فیلم‌های تجربی در جشنواره امسال نیز یادآور همین ظرفیت است؛ سینمای کوتاه می‌تواند جایی باشد که قواعد آشنای روایت به پرسش گرفته می‌شوند و امکان‌های دیگری برای بیان سینمایی شکل می‌گیرند.
تأثیر فیلم کوتاه بر سینمای بلند، فقط به این محدود نمی‌شود که کارگردانی پس از ساخت چند فیلم کوتاه، نخستین فیلم بلندش را بسازد. رابطه مهم‌تر در سطح ایده، فرم و شیوه نگاه شکل می‌گیرد. فیلم کوتاه می‌تواند محل تولد موقعیت‌های دراماتیک، شخصیت‌ها و جهان‌هایی باشد که ظرفیت گسترش دارند؛ یا برعکس، تجربه‌ای مستقل باقی بماند که ارزش آن دقیقاً در همان ایجاز و فشردگی است .
در سینمای ایران نیز شماری از فیلمسازان شناخته‌شده مسیر خود را با تجربه‌های کوتاه آغاز کرده‌اند. اما اهمیت این مسیر زمانی آشکار می‌شود که سینمای بلند، به‌جای تکرار موفقیت‌های گذشته، از جسارت و جست‌وجوی نسل جوان تأثیر بگیرد. فیلم کوتاه به فیلمساز اجازه می‌دهد پیش از ورود به تولیدهای پرهزینه، زبان شخصی خود را بیازماید؛ بفهمد به چه موضوعاتی حساس است، چگونه با بازیگر کار می‌کند و چه نسبتی میان میزانسن، تدوین و روایت برقرار می‌سازد .
البته این رابطه نباید یک‌طرفه باشد. سینمای بلند هم می‌تواند به تجربه‌های کوتاه امکان رشد بدهد؛ نه با تبدیل خودکار هر فیلم موفق کوتاه به فیلم بلند، بلکه با شناسایی ایده‌هایی که ظرفیت گسترش دارند و حمایت از فیلمسازانی که در آثار نخست خود نشانه‌هایی از جهان شخصی و توانایی روایی نشان می‌دهند. خطر آنجاست که موفقیت در فیلم کوتاه تنها با توانایی ساختن اثری کم‌هزینه و مناسب جشنواره تعریف شود، یا فیلم‌ساز جوان تصور کند برای جدی گرفته شدن باید هرچه زودتر به سینمای بلند مهاجرت کند. فیلم کوتاه خود یک گونه مستقل سینمایی است و می‌تواند در تمام مسیر حرفه‌ای یک فیلمساز، میدان تجربه و آفرینش باقی بماند.
با این نگاه، جشنواره فیلم کوتاه زمانی به رسالت خود نزدیک می‌شود که از یک رویداد سالانه فراتر برود و به بخشی از چرخه پایدار تولید و نمایش تبدیل شود. کشف استعداد، برگزاری نشست‌های تخصصی و اهدای جایزه، هرچند ضروری‌اند، به‌تنهایی آینده‌ای برای فیلمساز نمی‌سازند. او به امکان ساخت اثر بعدی، دسترسی به امکانات فنی، ارتباط با تهیه‌کنندگان، نقد حرفه‌ای و از همه مهم‌تر، فرصت دیده شدن نیاز دارد.
فیلمی که ماه‌ها برای تولید آن وقت صرف شده، نباید پس از پایان جشنواره در آرشیو شخصی سازنده‌اش محبوس بماند. گسترش نمایش آنلاینِ قانونمند، برنامه‌های منظم اکران فیلم کوتاه، همکاری با دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی و فراهم کردن امکان ارتباط فیلمسازان جوان با تهیه‌کنندگان سینمای بلند، می‌تواند فاصله میان تولید و مخاطب را کمتر کند. توجه به فیلم کوتاه، فقط حمایت از چند فیلمساز نیست؛ ایجاد مسیری است که در آن تجربه‌های پراکنده به دانش و سرمایه‌ای برای کل سینما تبدیل شوند.
چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران می‌تواند ویترینی برای تماشای این تجربه‌ها باشد؛ اما ارزش نهایی آن به اتفاقی بستگی دارد که پس از خاموش شدن چراغ سالن‌ها می‌افتد. آیا ایده‌های تازه به چشم می‌آیند؟ آیا فیلمسازان امکان ادامه دادن پیدا می‌کنند؟ آیا سینمای بلند حاضر است از بیرون دایره آشنای خود، صداهای تازه را بشنود؟
نسل آینده سینمای ایران الزاماً از میان برگزیدگان جشنواره بیرون نمی‌آید. ممکن است فیلمسازی در اثری کم‌ادعا، هنوز ناپخته اما جسور، راهی برای روایت پیدا کرده باشد که در هیچ فهرست جوایزی به چشم نیاید. وظیفه جشنواره و نهادهای سینمایی، فراهم کردن امکان کشف چنین صداهایی است؛ نه اینکه از همان ابتدا همه را با معیارهای تثبیت‌شده سینمای حرفه‌ای بسنجند.
سینمای ایران برای تازه ماندن، به ایده‌هایی نیاز دارد که هنوز زیر بار عادت‌ها و فرمول‌های تجاری شکل نگرفته‌اند. فیلم کوتاه یکی از معدود میدان‌هایی است که این ایده‌ها می‌توانند در آن جان بگیرند، شکست بخورند، اصلاح شوند و دوباره به تصویر درآیند. اگر سینمای بلند ویترین سینمای ایران باشد، فیلم کوتاه یکی از کارگاه‌هایی است که آینده سینمای ایران در آن ساخته می‌شود. توجه به این کارگاه و فیلمسازانش، نه لطفی به نسل جوان، بلکه سرمایه‌گذاری بر امکان زنده ماندن و نونوار شدن سینمای ایران است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی